ولگردی
آیا چه کس تو را از مهربان شدن با من مایوس می کند. مصدق شهیدی که بر خاک می خفت چنین در دلش گفت: " اگر فتح این است که دشمن شکست، چرا همچنان دشمنی هست؟" قیصر قطار می رود تو میروی تمام ایستگاه می رود و من چقدر ساده ام که سالهای سال در انتظار تو کنار این قطار رفته ایستاده ام و همچنان به نرده های ایستگاه رفته تکیه داده ام. قیصر خواب رویای فراموشی هاست! خواب را در یابم، که در آن دولت خاموشیهاست. من شکوفایی گلهای امیدم را در رویا ها می بینم، وندایی که به من می گوید:"گر چه شب تاریک است دل قوی دار سحر نزدیک است" دل من، در دل شب، خواب پروانه شدن می بیند. مهر در صبحدمان داس به دست خرمن خواب مرا میچیند. حمید مصدق . . . دیوار چیست؟ آیا بجز دو پنجره رو به روی هم اما بی منظره؟ ......قیصر...... . . . . زندگی را با بیداری و با چشمانی باز بگذرانیم که سال ها چشم بسته خواهیم خفت. امروز یه شروع بود برای یکی که خیلی دوستش دارم. . خدایا تا آخرش کمکش کن. . . ترجیح می دهم با کفشهایم در خیابان راه بروم و به خدا فکر کنم تا اینکه در مسجد بنشینم و به کفشهایم فکر کنم اول از همه برايت آرزومندم که عاشق شوي، برايت همچنان آرزو دارم دوستاني داشته باشي، و چون زندگي بدين گونه است، و نيز آرزومندم مفيدِ فايده باشي همچنين، برايت آرزومندم صبور باشي و اميدوام اگر جوان هستي خيلي به تعجيل، رسيده نشوي اميدوارم سگي را نوازش کني اميدوارم که دانه اي هم بر خاک بفشاني بعلاوه، آرزومندم پول داشته باشي و در پايان، اگر مرد باشي، آرزومندم زن خوبي داشته باشي هر گاه عشقی را از کف دادم بسیار آزرده شدم اما حال بر این باورم که انسان هیچ کس را از دست نمی دهد زیرا هیچ فردی مالک کس دیگر نیست و این تجربه راستین آزادی است داشتن مهم ترین چیز در دنیا بی آن که مالکش باشی اگر گذشته ای داری که از آن خشنود نیستی در آنی فراموشش کن داستانی جدید از زندگانی بساز و بدان ایمان بیاور تنها بر لحظه هایی تمرکز کن که در آن ها به آنچه که می خواستی رسیدی این توانمندی کمکت خواهد کرد تا بدان چه می خواهی برسی پائولو کوئیلو
و اگر هستي، کسي هم به تو عشق بورزد،
و اگر اينگونه نيست، تنهائيت کوتاه باشد،
و پس از تنهائيت، نفرت از کسي نيابي.
آرزومندم که اينگونه پيش نيايد، اما اگر پيش آمد،
بداني چگونه به دور از نااميدي زندگي کني.
از جمله دوستان بد و ناپايدار،
برخي نادوست، و برخي دوستدار
که دستکم يکي در ميانشان بي ترديد مورد اعتمادت باشد.
برايت آرزومندم که دشمن نيز داشته باشي،
نه کم و نه زياد، درست به اندازه،
تا گاهي باورهايت را مورد پرسش قرار دهد،
که دستکم يکي از آنها اعتراضش به حق باشد،
تا که زياده به خودت غرّه نشوي.
نه خيلي غيرضروري،
تا در لحظات سخت
وقتي ديگر چيزي باقي نمانده است
همين مفيد بودن کافي باشد تا تو را سرِ پا نگهدارد.
نه با کساني که اشتباهات کوچک ميکنند
چون اين کارِ ساده اي است،
بلکه با کساني که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذير ميکنند
و با کاربردِ درست صبوريات براي ديگران نمونه شوي.
و اگر رسيده اي، به جوان نمائي اصرار نورزي
و اگر پيري، تسليم نااميدي نشوي
چرا که هر سنّي خوشي و ناخوشي خودش را دارد
و لازم است بگذاريم در ما جريان يابند.
به پرنده اي دانه بدهي، و به آواز يک سَهره گوش کني
وقتي که آواي سحرگاهيش را سر مي دهد.
چرا که به اين طريق احساس زيبائي خواهي يافت، به رايگان.
هرچند خُرد بوده باشد
و با روئيدنش همراه شوي
تا دريابي چقدر زندگي در يک درخت وجود دارد.
زيرا در عمل به آن نيازمندي
و براي اينکه سالي يک بار
پولت را جلو رويت بگذاري و بگوئي: «اين مالِ من است»
فقط براي اينکه روشن کني کدامتان اربابِ ديگري است!
و اگر زني، شوهر خوبي داشته باشي
که اگر فردا خسته باشيد، يا پس فردا شادمان
باز هم از عشق حرف برانيد تا از نو بياغازيد
| Design By : Night Skin |

